۱۳۸۸ مرداد ۱۹, دوشنبه

ترانه ی شب بارونی

قصه یک دل تنهاست ، قصه های منو بارون
هر دو دلگرفته از غم ، با چشائی زارو گریون

هر دو سینه ای پراز حرف هر دو در سکوت شبها
هر دو بیدارِ شبونه ، توی کوچه های تنها

اشکای من ، روی گونه ، هق هق تلخ خیابون
آخر عاشقی اینه ... گریه کردن زیر بارون

این منم که زیر بارون ، خاطراتُو مینویسم
منکه با قطره اشکم ، رهگذا ر شبِ خیسم

این منم که زیر بارون ..همه اشکام روونه
اما هیچکس زیر بارون راز اشکو نمیدونه

واسه این غریبه گشتن دیگه چتری هم نمیخوام
پا بپای سرنوشتم ، دیگه یکقدم ، نمیام

آره باورم نداری ، تو که ا شکامو ندیدی
تو که هر شب زیر بارون غم ِ عشقو نکشیدی

این منم ، که زیر بارون ، خاطراتوُ مینویسم
منکه با قطره اشکم ، رهگذا ر شبِ خیسم

کاش دوباره زیر بارون ، تو میومدی سراغم
تا ببینی مثه دیرو ز ، من هنوز یکدل داغم

ولی تو یک شب آروم ، زندگیمو ابری کردی
تو خودت گفتی که هرگز ، بدلم برنمیگردی

من از ا ونروز تا بامروز ، دلِِِیِ بارون زده هستم
تو منو تنها گذاشتی ، من زدم دلو شکستم

حالا خاطرات بارون ، شاید از یادِ تو رفته
دل منهم ، واسه هیچکس ، راز اون شبو نگفته !!

تو میدونی و دل من ، که برات شعری رو خوندم
شعر کوچه از ُمشیری تا بدونی چرا موندم!


با تو گفتم.... حذر از عشق... ندانم !
سفر از پیش تو هرگز ، نتوانم نتوانم !!!


آخه دل کجارو داره وقتی یک دله اسیره
دله من اسیر دامه ، خودشم بخواد نمیره

تو با عشقتم ، یه روزی ، هر دو پای منو بستی
فردا با، سنگ جدائی ، پر و بالمو شکستی

آره باورم نداری.... تو که اشکامو ندیدی
تو که هر شب زیر بارون غم عشقو نکشیدی

این منم ، که زیر بارون ، خاطراتوُ مینویسم
منکه با قطره اشکم ، رهگذار شبِ خیسم

کاش دوباره زیر بارون ، تو میومدی سراغم
تا ببینی ، مثه دیرو ز ، من هنوز یکدل داغم

من هنوز یکدل داغم .

ف . شیدااا-fsheida

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

«X» بر پیشانیِ پسرم: افشایِ دروغِ ژاندارمری و فریادِ پدرِعبدالصمد اوبالات در سالگردِ خونین

  امروز، اول اکتبر ۲۰۲۶، نخستین سالگردِ شهادتِ برادرِ ما، عبدالصمد اوبالات (Abdessamade Oubalat) است. اما این، فقط یکِ سالگردِ نیست. این، س...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان