۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

تارنگار سایه صبور - خدا نگذاشت ...

.....

از ابتدای اینهمه پوسیدگی

از هَوار ِ اینهمه آوار

از خاموشی ِ اینهمه آواز ...

چه نشسته ای ؟!

به انتظار ِ زمزمه ای بی معنا؟!

زیباترین ترانه ام ، کوچیدن از بامت بود

و غم انگیز ترینش ، جائی برای نشستن نبود !!

کاش میشد بامی دیگر ...

کاش میشد ؛ ساز ِ بی سیم .........

کاش میشد ؛ فریاد ِ بی صدا ....

از اینهمه نقطه چین ... به کدام امتداد خواهم رسید ؟!

از بُهت ِ زمان که بگذری باز ابتدا است و امتداد...

از بُغض ِ کلام هم که بگذری ؛ همان است که بود .....

نقطه چین ِ حرفهای نگفته

و شرم از گفتن ....

خواستم که از تو بگذرم ........

خدا نگذاشت ! میدانی که ؟!!

::::::::::::::::::::::::::::::::::

ن . ت .
سرزمین روان ِ ما بسیار بزرگتر و شکوهمندتر از جهان ِ پیرامون ِ ما است ؛ کسانی را بدان راه دهیم که سزاوارِ آن باشند . ((ارد بزرگ))


ماخذ : sayeyesabour.persianblog.ir/post/61


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

معماری یک تمدن زنده: تحلیلی هستی‌شناختی و جامعه‌سیاسی از جزایر اُرُدیسم

  توسط هیئت علمی جهانی اُرُدیستا پالس چکیده تاریخ بشر غالباً با تداوم پارادایم‌های تمدنی کهنی مشخص می‌شود که به تلنباری از تضادهای تاریخی تن...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان