۱۳۹۹ مرداد ۱۷, جمعه

چند کند پای بند خاک خراسان تو را

 

عید شد و عالمی کشته جولان تو را

تا که قبول اوفتد از همه قربان تو را

نعل سم توسنت حیف بود بر زمین

دیده عشاق باد عرصه میدان تو را

بردن دلهات کار، غارت دینها شعار

به که نیفتد دوچار هیچ مسلمان تو را

تیغ سیاست بکش خون اسیران بریز

دولت خوبی چو داد حشمت سلطان تو را

می فکنی تیر و من رنجه که ناگه برد

این جگر آتشین آب ز پیکان تو را

ابر سیه گو سحر روزن مشرق ببند

مطلع خورشید بس چاک گریبان تو را

راحله را جامیا ریگ حرم ساز جا

چند کند پای بند خاک خراسان تو را

جامی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

اُرُد بزرگ به‌مثابه آخرین فیلسوفِ زمین

  مانیفیستِ جزیره اُرُدیسم در برابرِ توهمِ برجِ عاج یادداشتی بر اساسِ دستگاهِ فلسفیِ OrodistA و تدریس‌هایِ کتاب سرخِ فیلسوف ارد بزرگ پرول...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان