‏نمایش پست‌ها با برچسب خیام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خیام. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ اسفند ۱۱, یکشنبه

هر خشت که بر کنگرهٔ ایوانی است




خاکی که به زیر پای هر نادانی است

کفّ صنمیّ و چهرهٔ جانانی است

هر خشت که بر کنگرهٔ ایوانی است

انگشت وزیر یا سر سلطانی است

چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست




چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست

چون هست بهرچه هست نقصان و شکست

انگار که هرچه هست در عالم نیست

پندار که هرچه نیست در عالم هست

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست...


چون نیست حقیقت و یقین اندر دست

نتوان به امید شک همه عمر نشست

هان تا ننهیم جام می از کف دست

در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست

چون لاله به نوروز قدح گیر بدست

خیام » رباعیات


چون لاله به نوروز قدح گیر بدست

با لاله‌رخی اگر تو را فرصت هست

می نوش به خرمی که این چرخ کهن

ناگاه تو را چو خاک گرداند پست

چون چرخ بکام یک خردمند نگشت

خیام » رباعیات


چون چرخ بکام یک خردمند نگشت

خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت

چون باید مرد و آرزوها همه هشت

چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت

اُرُد بزرگ به‌مثابه آخرین فیلسوفِ زمین

  مانیفیستِ جزیره اُرُدیسم در برابرِ توهمِ برجِ عاج یادداشتی بر اساسِ دستگاهِ فلسفیِ OrodistA و تدریس‌هایِ کتاب سرخِ فیلسوف ارد بزرگ پرول...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان