چند شعر کوتاه از فرزانه شیدا(ف.شیدا)


آه از آن وقتی که گويی ؛ می پرستم من ترا ؛
بعد از آن بايد ببينی رنج و اندوه و جفا !

پند من بشنو ؛ دلا ؛ احساس خود پنهان نما !!
هر چه اندر سينه داری بّه که باشد در خفا !

فاصله يکدم اگر باشد تو آن را طی مکن !
بّه که او سويت گذارد ؛ يکه گام ؛ مانده را


● ف.شیدا



زنــدگی يه کوره راهــه
که بايــد ازش گذر کرد
واسه ي يه لحظه خنده
عمری رو بايد هدر کرد
تــوی کوره راه هستی
پيچ و خم يکی دو تا نيست
دلـــه بيـــچاره رو بــايد
آشنــا با صد خطر کرد

به قلم: ف. شیدا


آسمان بر دل تو گریه کنم یا دل خود

در دلت نیست مگر خورشیدی

منکه خورشید دلم پنهان شد

پشت ابری ز جدایی در غم

بسکه باریده دلم عمناک است

ابر اندوه ولی تا به هنوز

همچنان در دل من می بارد

همچنان در دل من می بارد

در دلم اشک غمی میبارد

بسکه باریده دلم غمناک است



سروده ی فرزانه شیدا

اومدم رنجش بدم رنج کشیدم
اومدم غمش بدم غصه رودیدم
اومدم بچینمش خودم رو چیدم
آخه در وجود اون خودم رودیدم
1360/12/8 جمعه
ای خدا
ای خدا امشب مرا جانی بده
برغم ودردم تو پایانی بده
ای خدامردم از این آوارگی
کولیم برمن تو سامانی بده
ای خدا در گریه های بیامان
تکیه گاهی یا که دامانی بده
ای خدا افسرده ای دلخسته 1ام
برغم این خسته پایانی بده
ف.شیدا
1361/3/25
سوگند
به خداوند وبه عشق وبه محبت سوگند
نبُرد جز اجلی قلب مرا زین پیوند
تو بدیوانگیم باز بخند زجفا
دیده بر این دل دیوانه ی عاشق بربند
من نگاهم بدرو دیده پراز اشک غم است
تو مرا درغم خود اینهمه غمگین مَپسند
1363/فرزانه شیدا

نظرات

‏ناشناس گفت…
سلام خسته نباشید زیبا بود

جملات کوتاه مشاهیر جهان

پست‌های پرطرفدار