۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

جلوهٔ ساقی - رهی معیری

در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟

مهر در آیینه یا آتش در آب افتاده است؟

بادهٔ روشن دمی از دست ساقی دور نیست

ماه امشب همنشین با آفتاب افتاده است

خفته از مستی به دامان ترم آن لاله‌روی

برق از گرمی در آغوش سحاب افتاده است

در هوای مردمی از کید مردم سوختیم

در دل ما آتش از موج سراب افتاده است

طی نگشته روزگار کودکی پیری رسید

از کتاب عمر ما فصل شباب افتاده است

آسمان در حیرت از بالانشینیهای ماست

بحر در اندیشه از کار حباب افتاده است

گوشهٔ عزلت بود سرمنزل عزت رهی

گنج گوهر بین که در کنج خراب افتاده است

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Homo OrodistA: جهش تکاملی آگاهی و پایان عصر Homo Economicus

  مفهوم Homo OrodistA (انسان اُرُدیستا)، قلب تپنده و محورِ تحول‌آفرینِ فلسفهٔ اُرُدیسم (Orodism) است؛ پارادایمی که توسط فیلسوف اُرُد بزرگ (...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان