۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

صدایم کن سروده ای زیبا از شاعر :م.ر.ب




صدایم کن...
_________________:

يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ


صدایم کن

ای حنجرهء آسمانی

ای نفخه بلندای صور

که مرده گان را

از گور بر می انگیزی

به شوق محشر وصال

صدایم کن

وسی هزار سال انتظار مدامم را

پایانی خوش بخش


بخوان مرا

به دعوت دستانت


به پیاله ای از شراب چشمانت

..و سکر ممتد دیدارت..


صدایم کن

وبرپا کن قیامت را

که تشنه رستاخیز خویشم

در بارگاه ملکوت آغوشت

بن عرش معلا ..

وذوبم کن ..

در تابش داغ انوارت ..

در صور عاشقی بدم

که خوش ترین صداست

آوای اسرافیل حنجره خاصت

در روز زلزال فراخوان وصال

صدایم کن

صدایم کن

فا نفخ فی الصور



شاعر : م.ر.ب (۵ساعت بامدادششم آبان ماه
ماخذ: سایت : فرازمند
شاعر :م.ر.ب
http://www.mohamadrezabahmani.blogfa.com/

بیداری در سرخ‌جامگی: نخستین لحظه ای که سرخپوش شدم

در برابر آیینه ایستادم و پارچه را در دست‌های لرزانم نگاه داشتم. این تنها یک تکه پارچه نبود؛ این تجسمِ فیزیکیِ فریادی چهل‌ساله برای بیداری ...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان