۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه


"فرمان ِ بخوان"


در این طوفان ِحوادث
که هیچ نگهدارند ه یی از آن نیست
بیهوده پی کشتی ِنوحیم

عیسای ِوجود
این بار مصلوب بر
نطع ِجلادان ِاندیشه
ید بیضا و عصای ِموسی نیز
چاره ساز نیست!

ابراهیم را گو
بتهای ِ امروز
سنگ و چوب نی اند!
تبرش آیا
آهن و سیمان را خواهد شکافت!؟
تبر را
بر گردن که خواهد انداخت!؟

محمّد(ص)همچنان در حرا
و خدیجه تا کنون منتظر...
کاش فرمان ِ"بخوان"ِدوباره یی
منجی ما می شد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بیداری در سرخ‌جامگی: نخستین لحظه ای که سرخپوش شدم

در برابر آیینه ایستادم و پارچه را در دست‌های لرزانم نگاه داشتم. این تنها یک تکه پارچه نبود؛ این تجسمِ فیزیکیِ فریادی چهل‌ساله برای بیداری ...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان