۱۳۸۸ مهر ۱۲, یکشنبه

سروده ای از اقای حامد بهاروند :در مصاف منو تقدیر خدا خوابش برد

سروده ای از اقای حامد بهاروند :در مصاف منو تقدیر خدا خوابش برد



شاعر معاصر: حامد بهاروند


معرفی ایشان از زبان خود او:

تاريخ تولد: یکشنبه 6 بهمن 1364
کشور: ايران
شهر: کرج

سنندج به دنیا اومد


مروی کره زمین بزرگ شد


مو در کرج نابود شدم...


علوم سیاسی خوندم


اما به هیچ وجه سیاسی نیستم


همین.!





«««««« در مصاف منو تقدیر خدا خوابش برد!»»»»»



در مصاف من و تقدیر،خدا خوابش برد




تا مرا بست به زنجیر خدا،خوابش برد




سرنوشت من و تو داشت به هم می پیوس




تدر همان لحظه ی تحریر،خدا خوابش برد




خواب دیدم که زن آینه هایم شده ای




صبح ِ دلتنگی تعبیر،خدا خوابش بر




د- چشم یلدایی تو، بوسه ی بارانی من




-وسط این همه تصویر،خدا خوابش برد




رود یک شب به هواخواهی تو لب وا کرد




مثل بت های اساطیر خدا خوابش برد




ختم لبهای تو را رخوت من رج می زد




آخر سوره ی انجیر،خدا خوابش برد




شب پرواز تو شاعر شدم و داد زدم :




وای بر من! چقدَر دیر خدا خوابش برد




سایت شعرنو:


http://www.shereno.com/file.php?id=55146

۱ نظر:

  1. شاعر بلند آوازه کشورمان سرکار خانم فرزانه شیدا از شما سپاسگذارم که آقای حامد بهاروند را به ما معرفی نمودید شعر ایشان بسیار خواندنی و دل انگیز بود برای شما و ایشان آرزوی توفیق بیشتر می کنم.

    پاسخ دادنحذف

«X» بر پیشانیِ پسرم: افشایِ دروغِ ژاندارمری و فریادِ پدرِعبدالصمد اوبالات در سالگردِ خونین

  امروز، اول اکتبر ۲۰۲۶، نخستین سالگردِ شهادتِ برادرِ ما، عبدالصمد اوبالات (Abdessamade Oubalat) است. اما این، فقط یکِ سالگردِ نیست. این، س...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان