توی این تنگ بلور عشقمون
منم اون ماهی کوچیک واسیر
توکه هی بهم میگی برو برو
واسه چی اینجا منو کردی اسیر!!؟؟؟
فرزانه شیدا
از دیالکتیک فیلسوف اُرُد بزرگ تا نظریات فلسفی او
در برابر آیینه ایستادم و پارچه را در دستهای لرزانم نگاه داشتم. این تنها یک تکه پارچه نبود؛ این تجسمِ فیزیکیِ فریادی چهلساله برای بیداری ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر