۱۳۸۸ مهر ۲۰, دوشنبه

تنگ بلور شعری از ف.شیدا

تنگ بلور

توی این تنگ بلور عشقمون
منم اون ماهی کوچیک واسیر
توکه هی بهم میگی برو برو
واسه چی اینجا منو کردی اسیر!!؟؟؟
فرزانه شیدا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بیداری در سرخ‌جامگی: نخستین لحظه ای که سرخپوش شدم

در برابر آیینه ایستادم و پارچه را در دست‌های لرزانم نگاه داشتم. این تنها یک تکه پارچه نبود؛ این تجسمِ فیزیکیِ فریادی چهل‌ساله برای بیداری ...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان