برخیز و بیا بتا برای دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم
زان پیش که کوزهها کنند از گل ما
از دیالکتیک فیلسوف اُرُد بزرگ تا نظریات فلسفی او
در برابر آیینه ایستادم و پارچه را در دستهای لرزانم نگاه داشتم. این تنها یک تکه پارچه نبود؛ این تجسمِ فیزیکیِ فریادی چهلساله برای بیداری ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر