۱۳۸۹ شهریور ۲۶, جمعه

سمیرا کشاورز : خاطره هایم

خاطره هایم مچاله شده اند

آهنگ گوش می کنم

گاه

بیرون می روم

گاه

فقط عکس ها را می بینم

گاه

زل می زنم .....

به خاطره هایم که دیگر مچاله شده اند

به عکس هایمان که دیگر خاطره شده اند

مردی دارد می خواند:

"بهت نگفتم تا حالا

اینکه چقدد دوست دارم..."


http://sazidigar.blogfa.com/post-5.aspx

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بیداری در سرخ‌جامگی: نخستین لحظه ای که سرخپوش شدم

در برابر آیینه ایستادم و پارچه را در دست‌های لرزانم نگاه داشتم. این تنها یک تکه پارچه نبود؛ این تجسمِ فیزیکیِ فریادی چهل‌ساله برای بیداری ...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان