۱۳۸۸ مهر ۱۱, شنبه

ابله به نوک انگشت نگاه می کند و عاقل به جهت اشاره



ابله به نوک انگشت نگاه می کند و عاقل به جهت اشاره


فیلسوفی ملانصرالدین را در خیابان نگه داشت؛

برای این که او را امتحان کند و حساسیت او را نسبت به فلسفه بسنجد،
حرکتی انجام داد و به آسمان اشاره کرد.

منظور فیلسوف آن بود که:

فقط یک حقیقت وجود دارد، که همه چیز را در بر می گیرد.


دوست ملا که آدمی عامی بود فکر کرد: فیلسوف دیوانه است

؛ نمی دانم ملا چه تدبیری خواهد اندیشید.
ملا دست در کیسه اش کرد و طنابی بیرون آورد

. او طناب را به دست دوستش داد.
دوست ملا با خود گفت

: محشر است اگر دست به خشونت بزند، با این می بندیمش.
فیلسوف، منظور ملا را متوجه شد:

آدمهای نادان، با شیوه هایی به دنبال حقیقت می گردند

که مانند تلاش برای رفتن به آسمان؛ آن هم با یک ریسمان است!


شنبه 11 مهر ماه سال 1388


از سایت: Smile To Me * بمن لبخند بزن:


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بیداری در سرخ‌جامگی: نخستین لحظه ای که سرخپوش شدم

در برابر آیینه ایستادم و پارچه را در دست‌های لرزانم نگاه داشتم. این تنها یک تکه پارچه نبود؛ این تجسمِ فیزیکیِ فریادی چهل‌ساله برای بیداری ...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان