۱۳۸۸ مرداد ۲۱, چهارشنبه

تارنگار غم انگیز اما واقعی - جملات زيبا و عبرت آموز

بیا و خیمه شب را ستاره باران کن دوباره کوچه دل مرده را چراغان کن
به یاد باغ بیاور جوانه کردن را و حس سبز شدن را در او نمایان کن

قبای حرمت و عزت بیار و آزادی دوباره رخت کرامت به دوش انسان کن
بیا و سوتک شان را به کودکان پس ده نگاه قهر و غضب را به یاس و حرمان کن بگو
دوباره به سارا انار یعنی چه دست خالی بابا توانگر نان کن
به شمع خسته دانش دوباره هستی بخش کتاب و شعر و قلم را دوباره بنیان کن
مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد . ارد بزرگ



ماخذ : http://kalinan.blogfa.com/post-64.aspx

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بیداری در سرخ‌جامگی: نخستین لحظه ای که سرخپوش شدم

در برابر آیینه ایستادم و پارچه را در دست‌های لرزانم نگاه داشتم. این تنها یک تکه پارچه نبود؛ این تجسمِ فیزیکیِ فریادی چهل‌ساله برای بیداری ...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان