۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

آیینه پرواز

زنــدگی يه کوره راهــه

که بايــد ازش گذر کرد

واسه ي يه لحظه خنده

عمری رو بايد هدر کرد

تــوی کوره راه هستی

پيچ و خم يکی دو تا نيست

دلـــه بيـــچاره رو بــايد

آشنــا با صد خطر کرد


فــرزانه شـــیدا

Farzaneh Sheida

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بیداری در سرخ‌جامگی: نخستین لحظه ای که سرخپوش شدم

در برابر آیینه ایستادم و پارچه را در دست‌های لرزانم نگاه داشتم. این تنها یک تکه پارچه نبود؛ این تجسمِ فیزیکیِ فریادی چهل‌ساله برای بیداری ...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان