۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

ترانه ی آسمون

یه آسمون ستاره

از آسمون میباره

این دله بیقرارم

دیگه طاقت نداره

سکوت شب رو بشکن

تو لحظه های غمگین

تو همزبون من باش

ای آسمون ستاره


دیگه دلم شب و روز

فقط بیاد اونه

دلم تو این جدایی

همیشه بیقراره

همیشه بیقراره

فــرزانه شـــیدا
Farzaneh Sheida

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بیداری در سرخ‌جامگی: نخستین لحظه ای که سرخپوش شدم

در برابر آیینه ایستادم و پارچه را در دست‌های لرزانم نگاه داشتم. این تنها یک تکه پارچه نبود؛ این تجسمِ فیزیکیِ فریادی چهل‌ساله برای بیداری ...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان