۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

2 -3- زبان نو و ساختارشكني در شعر ( جرّاحي و عمل )به قلم: آ قای ابوالفضل دادا

2 -3- زبان نو و ساختارشكني در شعر ( جرّاحي و عمل )به قلم:
آ قای ابوالفضل دادا

:: بخش: دو م 2 و سوم3 ::
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
معرفي ایشان :از زبان خود او:
متولد: دوشنبه 2 بهمن 1346
- کشور ایران
- عاشقی سرمست

از وب سایت شعر نو

سایت مقالات ادبی متعلق به ایشان:


**::::::::::::::::::::::::**

شعر نو در ادبيات جهان شديدا ً سير صعودي داشته و به نحو چشمگيري

رو به توسعه و ديگرگوني مي باشد .


اين انقلاب ادبي در زبانهاي مختلف دنيا بويژه در زبان فارسي


هيچگونه جاي تعجّب ندارد

و كاملا ً طبيعي به نظر مي آيد. براي اينكه لحظه به لحظه مغزها روشن ،


تفكرات عميق و استعدادهاي عالي در سايه ي دنيايي


از تكنولوژي و فن آوري اطلاعات

به عرصه ي شكوفائي و ظهور مي رسند.


به مرور كه استعدادها بروز مي كنند طبيعتا ً سؤالاتي ني


ز در اذهان نودوستان پديد مي آيد


كه جوابي پيشرفته تر از آنچه كه در گذشته بود مي طلبند


. گاهي وقتها جوشش احساسات ، سئوال و جوابها و تبادل افكار


آنقدر ماورائي مي گردند كه نزديك مي شود

معمّاي پوشِده ي خلقت جهان كشف و پرده از روي بسياري از

رازهاي نهان برداشته شود.


عالم شعر عالم عجيبي است و اينك روشني اين عالم علي الخصوص

در شعر نو متجلّي تر مي گردد.



منظورم از شعر نو ( شعر امروزي ) در اين مقوله ،


نه فقط شعر سپيد و آزاد بلكه


همه نوع شعر در قالب هاي مختلف از جمله مثنوي


، قصيده ، غزل ، رباعي ، دوبيتي ،


انواع ترانه ها و طرح ها و ساير قالب و چهارچوبهايي است


كه به نوعي حرف تازه دارند


و از تشبيهات و تركيبات و زيبايي هاي خاصي


در سليقه هاي متنوّع امروزي برخوردار مي باشند


و تصويرهاي غير تكراري عبارتها و طعم لحن و مضمونشان نسبت به



شيريني هاي ديروزي كمي تا قسمتي يا حتّي به تمامي معنا


، متفاوت گشته است.



به عنوان مثال: ديروز ( گريه ) مختصّ چشم و دل بود



اما امروز مي بينيم كه ( لب ) هم گريه مي كند ، دست هم گريه مي كند


و حتّي احساس هم كه وجود تجسّمي ندارد به ديده ي خيال


خون گريه مي كند.


و همينطور احتمال دارد فردا همه ي قوا


بدون استثنا و كلّ اعضاي روح و جوارح چنان سرور


و اميد بيافرينند كه يك دنيا از ماوراي سكوت و به ظاهر خاموش ،


لذّت ببارند و صفايي جاري بكنند. هنوز تازه به اين ميرسند


كه خدا هم به بعضي از بندگانش عاشق مي شود و ارادت


بين عاشق و معشوق و مريد و مراد متقابل است .


ديروز تشنگي مختصّ بر آب بود ، امروز مختصّ همه چِیز.


ديروز تشنگي مختصّ لب و دل و سينه و جگر بود ولي امروز مي بينيم


( پا ) هم عطش مي شود ، فردا شايد عطش خودش عطش پا و بازو

گردد و زلف يار از همه ي اعضاء عطش تر


به شانه هاي ابريشمين پنجه ي ناز .



بنابراين اكنون زمان چنين اقتضاء مي كند كه ريشه را در گذشته و حال


پاس داريم بپريم بالا ( آينده ).


شاخه هاي عنوان ِ مطلب جاري ، بسيار گسترده و جهانگير است


و ما اينجا هم جرّاحي مي كنيم


و هم عمل مي كنيم.البتّه در خصوص مواردي چون


تشبيهات و استعاره ها و تصاوير تازه ي عبارات و ...



در ادامه ي بحث ِ جاري بطور زلال ، تشريح عميقي خواهم داشت.
اجازه بفرماييد نرم نرمك به داخل موضوع وارد گشته
و از نزديك به بررسي موشكافانه بپردازيم.


در ميان شاعران نوسرا سه نوع شخصيّت وجود دارد:

الف - شاعران حال نگر
ب – شاعران آينده نگر
ج – شاعران حال و آينده نگر

_ اينك بطور جداگانه نسبت به تشريح مفصّل


هركدام از موارد بالا مي پردازم ...

3- زبان نو و ساختار شكني در شعر ( جرّاحي و عمل )


الف _ شاعر حال نگر چه كسي است ؟

شاعر حال نگر آن كسي است كه تلاش دارد فقط مخاطب هاي فعلي خود


در زمان حاضر را نگهدارد و براي هر نوع زباني كه دوستدار و طرفدار زيادي


داشته باشد ، جايگاهي باز بكند و كمابيش نسبت


به ربايش و افزايش آنها سعي نمايد.


اين گروه از شخصيّت هاي شاعران ، اكثرا ً به ريشه يا مغز و جنس واژه ها

چندان عنايتي نداشته و بيشترين دغدغه ي شان رساندن پيام

يا احساس مورد نظرشان به نحو ممكن و بر آورده كردن نياز

ضروري موقعيّت حاضر است.

شاعران حال نگر معمولا ً بسيار محبوب مردم زمانشان مي گردند

و به دليل اينكه نياز اكثريّت جامعه را در نظر مي گيرند احساسشان

پرمخاطب و پرفايده به نظر مي آيد. اين شخصيّت ها

كه بيشتر بر حال توجّه مي كنند ،

دوست دارند كه سريعا ً وارد عرصه ي فعاليّت شوند

تا به طريقي مطرح گشته ،خواسته هاي جامعه ي زمان خود را
برآورده سازند .

اغلب اينان در خصوص ترانه و عاشقانه ها ، طنز و حماسه فعاليت دارند.

البته در بين اينها شخصيّت هاي محدودي هم

هستند كه در راستاي نوگرايي

، لجام احساس و حرمت واژ ه ها را نگا ه ميدارند

تا از دچار شدن به علّت هاي مزمن ادبي بپرهيزند.

براي هيچ شاعري مرز و محدوديت تعريف نشده است .

بويژه اينكه نمي توان انتظار تعصّب گرايي از اين گروه

از شاعران داشت.


شايد در بين اينها شخصيّتي باشد كه بفرمايد:

« من مي خواهم در ( حال ) بمانم و به كسي هم مربوط نيست

، لذت ِ ( حال ) براي شخص خودم خيلي مهم است ،

براي اينكه آزادم و دلم مي خواهد چند صباحي

در هواهاي مجازي شهوت انگيز كيف بكنم

و يا غوطه ور در درد و غم امروز ي كه مرا فرا گرفته است

جان بدهم و در آتشي كه از عمق روزگارم مي خيزيد بسوزم

و چون عود به هوا بپرم و اثرم را در

آينده بستايند يا نه ، برايم اصلا ً مهمّ نيست ! ».

:: اين گروه از شاعران دو نوع هستند :


نوعي بطور كلي خودشان را از سياست به كنار كشيده ان

د و نوعي ديگر بطور تمام وارد سياست شده اند و هرچه به نفع فكرت

مورد نظرشان باشد به قلم مي رانند.


آنهايي كه از سياست بركنار هستند ، بيشتر عاشقانه مي نويسند
و قليلي هم به مذهب و طنز هاي شيرين ادبي مي پردازند...

ادامــه دارد....

********************

ماخذ : از وب سایت شعر نو
http://www.shereno.com/index.php

سایت مقالات ادبی متعلق به ایشان:
:http://www.dada5.blogfa.com/

با تشکر از اقای ابوالفضل دادا

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
:: منتخب فرزانه شیدا::

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

«X» بر پیشانیِ پسرم: افشایِ دروغِ ژاندارمری و فریادِ پدرِعبدالصمد اوبالات در سالگردِ خونین

  امروز، اول اکتبر ۲۰۲۶، نخستین سالگردِ شهادتِ برادرِ ما، عبدالصمد اوبالات (Abdessamade Oubalat) است. اما این، فقط یکِ سالگردِ نیست. این، س...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان