۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

رنگ تنفر


رنگ تنفر
روزگار را پر میکند
آنگاه که دستهای آدمی
دور افتاده ازهم
بسوی محبت
گم کرده راه
گمراه میشود
درجاده های خالی ازاحساس
...وروح... رنگ میبازد
در بیشه های مارهای زنگی
نیش خورده از ناراستی های دوران
....فریاد...
کجا مدفون میشود
وقتی که امید را چال میکنند؟

شعراز: فرزانه شیدا
چهارشنبه 25 فروردین1389

برگرفته از : انجمن مانا
http://mana.findtalk.net/montada-f6/topic-t1059.htm

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

بیداری در سرخ‌جامگی: نخستین لحظه ای که سرخپوش شدم

در برابر آیینه ایستادم و پارچه را در دست‌های لرزانم نگاه داشتم. این تنها یک تکه پارچه نبود؛ این تجسمِ فیزیکیِ فریادی چهل‌ساله برای بیداری ...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان