۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

سعادت سروده ی فرزانه شیدا


نهم سر را بروی شانه ات با قلب غمدارم

ز نومیدی نمیدانی چه دردی در درون دارم

نمیدانی به یأس دل چه سان این سینه می سوزد

مرا این سوز جانفسرا ، دهد آزار بسیارم!

نمیدانی به هجرانت, چه بغُضی مانده در سینه

بسان ابر پر باری& زقلب و دیده می بارم

نمیدانی اگـر از تو ، گذشتم با دلی عاشق

زاین ؛رفتن؛ خداوندا ، چه درد آلوده بیزارم!

نمیدانی که اشک من زدرد ومحنت عمریست

که درآن رنج تنهائی ،‌‌به سختی داده آزارم

نمیدانی به چه شوقی... بباغ عشق بالیدم

کنون پرپر شده یارا , گل قلب نگون بارم

منِ ِ عاشق به عشق تو, همیشه باوفا بودم
« جدائی» را پذیرفتن ، نمی آید به پندارم!

تو میگفتی جدائی را, زمن هرگز نمیخواهی

کنون باور نمیدارم, به رفتن کردی اصرارم!

بمن گوئی برو یارا، « سعادت» پیش پای توست

« سعادت را چه میبینی؟ چو من دورم ز دلدارم»!!!

بگو یارا سعادت چیست ? که این جر دلشکستن نیست

سعادت کو که من هردم ، چنین گریان دل وزارم!

سعادت گر چنین باشد ،من آن را هم نمیخواهم

زتو گر بگذرم روزی ، به بدبختی به سر آرم

کنون چون ترک من کردی, برو! راهت نمیبندم

بروتا من به تنهائی ، بگریم بر شب تارم

مرا باور نمیداری ، به احساسم دودل هستی

به شک بر من نظر دوزی ، کنی هر لحظه انکارم

تو از دل بی خبر بودی که تو خود قلب من بودی

ندانستی که در عشقت, من ِعاشق گرفتارم

نمیدانی به پای تو, سراسر عشق و ایثارم

به هر مــیداگه رنجی , به جان ودل به پیکارم

فقط از روی غفلت ها تو ترکم می کنی امروز

بخواب اندر دل غفلت که من از غصه بیدارم!

چه سان باید بتو گویم : توئی هستی من یارا؟

توئی تا لحظه ی مرگم , یگانه یاور ویارم

چرا باور نمیداری, که در قلبم توئی تنها

چه سان باید بتو گویم:

ترا من « دوسـت مـی دارم»!!!!

تـرا مـن « دوسـت می دارم»!!!!

1363/12/2
فرزانه شیدا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

«X» بر پیشانیِ پسرم: افشایِ دروغِ ژاندارمری و فریادِ پدرِعبدالصمد اوبالات در سالگردِ خونین

  امروز، اول اکتبر ۲۰۲۶، نخستین سالگردِ شهادتِ برادرِ ما، عبدالصمد اوبالات (Abdessamade Oubalat) است. اما این، فقط یکِ سالگردِ نیست. این، س...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان