۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

سروده ای زیبا از شاعر عزیز وگرانقدر آرش بهروزی با نام کبوتر




دروود شیدای گرامیم
نوشته ای که برایتان نگاشتم ، بالاخره الان تمام شد و تقدیم به شما در اولین روز سال جدید میلادی...اگه یکم چهرمو پاپانوئلی مجسم کنید احتمال داره برگ سبزم دلنشین بشه... یه چیزی یادم رفت بگم ، طوطی شیرین سخنم تو این کار، خیلی کمکم کرد ، میدونید که زرتشت و خیلی دوست داره

کبوتر
من کبوتر هستم پَر دارم

دل ، بر صاحب اختر دارم

هیچ بی تار ! نرفتم به حرا

هیچ گفتار سروشی نشنیدم زفضا

اژدری از دستم، نگرفت شکل عصا

جسدی از نَفَسم هیچ کجا

نشد از جا بر پا

و کتابی که پر از شور ونوا

حامل پهنه ی رازی باشد

نه نوشتم به خدا

من مسافر هستم ، بَرّ دارم

عشق در سینه اطهر دارم

می چکانم به دل گند م ها

سفره هاي نان را

بهترين حاصل" هوم" کاشته ام

درزمین فردا

رود پر برکتی و خرم ِ مهر

پهن کردم به روان آریا

شسته ام با کف پیرایش آب

گیسوان دریا

من زَرتَشْتَر هستم فرَ دارم

خرد نیک و فروهر دارم


با تشکر از محبت شما جناب آقای آرش بهروزی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

«X» بر پیشانیِ پسرم: افشایِ دروغِ ژاندارمری و فریادِ پدرِعبدالصمد اوبالات در سالگردِ خونین

  امروز، اول اکتبر ۲۰۲۶، نخستین سالگردِ شهادتِ برادرِ ما، عبدالصمد اوبالات (Abdessamade Oubalat) است. اما این، فقط یکِ سالگردِ نیست. این، س...

بازتاب فلسفه اُرُدیسم در سراسر جهان